به مناسبت سوم خرداد ، روز آزادسازي خرمشهر
ادامه مطلب
جايگاه عمليات بيت المقدس در استراتژي جنگ
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت18:16 توسط قربانی
| لینک ثابت
بخش خصوصي در انتظار مذاکره
برای خواندن مطلب اینجا کلیک کنید
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت19:36 توسط قربانی
| لینک ثابت
عراق
سرزمين بين النهرين (بلاد رافدين) نه ديگر دروازه شرق عربي است و نه ديگر قصه هاي هزار و يک شب بغداد. امروزه با روي کار آمدن شيعيان از طريق مردم سالاري در عراق در واقع بغداد نه شاهد نطق هاي آتشين عربيسم صدام است و نه محل صدور انقلاب سوسياليستي بعث. به عبارتي بعد از تحولات اشغال بغداد توسط نيروهاي ائتلاف به رهبري امريکا در مارس 2003 هم عراق و هم خاورميانه جديدي را بايد تعريف کرد که در آن هويت جديدي به نام عراق شيعي و يا ژئوپولتيک شيعي در آن گفتمان حاکم است. عراق امروزه نه در زير چکمه هاي سربازان امريکايي بلکه به دست خود مردم اين کشور و رهنمودهاي آيت الله سيستاني به کشوري دموکراتيک و برخلاف ديدگاه هاي کشورهاي محافظه کار عرب تبديل شده است، ولي اين رويه به اين دليل که منويات کشورهاي عربي را برطرف نساخته عراق را به ديگ جوشان، تعصب، فرقه گرايي و دشمني ها بدل ساخته که هيزم آتش آن را کشورهايي تهيه مي کنند که از عراق نوين ضربه ديده اند.
در اين مقاله بهتر است براي بررسي دخالت بعضي از کشورهاي عربي در دامن زدن به اختلاف و بحث شيعه و سني، مروري کلي به جريان هاي سياسي و شبه نظامي موجود در عراق داشته باشيم.
جريان هاي موجود در عراق هم رنگ و بوي مذهبي دارند و هم قومي که عبارتند از؛
1- گروه نخست که مهم ترين و عقب مانده ترين انديشه ها و آرا را نمايندگي مي کنند در واقع خود را وابسته به جريان «سلفي جهادي» مي دانند که البته مسوولان عراقي آنها را به نام گروه هاي تکفيري-تروريستي توصيف مي کنند؛
الف- سازمان القاعده در بلاد رافدين (سرزمين بين النهرين)
ب- مجلس شوراي مجاهدين در عراق
ج- ارتش پيروان سنت (انصارالسنه)
د- گردان هاي ابوحفص مصري
اين گروه اگر چه مورد حمايت رسمي کشورهاي عربي نيست ولي از حمايت صندوق هاي خيريه مذهبي در عربستان و بعضي از کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس برخوردارند. بمب گذاري در حرم امامان شيعه در سامرا را به اين گروه ها نسبت مي دهند.
2- گروه دوم که به نام شاخه هاي مقاومت ملي معروفند در واقع خود را وابسته به دو تفکر اسلامي و ملي عراقي مي دانند و هدف خود را عمليات مسلحانه عليه نيروهاي چندمليتي در عراق اعلام داشته اند.
الف- ارتش اسلامي در عراق
ب- گروه هاي انقلاب بيست يا ثوره العشرين
ج- جبهه اسلامي مقاومت عراق
د- ارتش راشدين
هـ- گروه هاي جهادي عراق
ي- جماعت سلفي مجاهد
اين گروه ها که در مرکز عراق و مثلث سني نشين اين کشور فعاليت مي کنند همواره مورد حمايت تلويحي کشورهاي عربي قرار دارند. شايد سخنان ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودي را پس از انتشار گزارش بيکر-هميلتون در مورد استفاده از نفوذ ايران و سوريه در امور عراق و بعد از حضور ديک چني در آن کشور مبني بر آنکه «عربستان سعودي در صورت اجراي اين طرح از سني ها در برابر شيعيان حمايت مي کند» در همين راستا ارزيابي شود.
3- گروه سوم به نام گروه هاي بعثي و عشايري معروف هستند. شبه نظاميان وابسته به حزب بعث که نوعي تفکر قومي گرايانه عربي را دنبال مي کنند در واقع با کمک عشاير ساکن در عراق غربي و تکريت عليه نيروهاي امريکايي و شيعيان دست به عمليات مسلحانه مي زنند اين گروه مورد حمايت دولت اردن و کاملاً ضد ايراني است؛
الف- ارتش محمد
ب- انقلابيون انبار
ج- جبهه ملي براي آزادي عراق
د- رهبري کل مجاهدين نيروهاي مسلح
4- گروه چهارم به نام گروه هاي کردي است. اين گروه به نام «الف» انصار اسلام است که تفکري اسلامي داشته و گروه دومي «ب» به نيروهاي پيشمرگ معروف هستند که وابسته به دو حزب اصلي کردستان عراق يعني حزب ميهني کردستان و حزب دموکراتيک کردستان مي باشند. نيروهاي پيشمرگ کردستان در عمليات مسلحانه در عراق جديد مشارکتي نداشته اند ولي غالباً ديده شده که آنها را متهم مي کند عليه عرب ها و ترکمن هاي ساکن کرکوک دست به عمليات هايي زده اند.
5- گروه هاي شيعي؛ اين گروه که به نام شبه نظامي ها يا ميليشياي شيعه معروف هستند به دليل وارد شدن به ساختار سياسي دولت عراق دست به عمليات مسلحانه نمي زنند؛
1- ارتش مهدي
2- سازمان بدر
3- حزب الدعوه
اين گروه ها اکنون خود عهده دار امنيت عراق هستند. مثلاً سازمان بدر شاخه نظامي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق که رابطه اي مستقيم و همکاري جويانه اي نيز در دوران صدام با ايران داشته اند اکنون به بازوي امنيتي و انتظامي وزارتخانه هاي دفاع و کشور عراق تبديل شده اند.
گروه ششم؛ گروه هاي غيرعراقي موجود در عراق هستند. اين گروه هاي کاملاً نظامي عليه دو کشور ايران و ترکيه در خاک عراق به فعاليت مشغولند.
الف- سازمان مجاهدين خلق (ايران)
ب- حزب کارگران کردستان (ترکيه)
اين دو گروه تروريستي به دليل وضعيت عراق تا حد زيادي فضاي مساعدي را براي ترميم ساختار سازماني خود پيدا کرده اند، ولي سازمان مجاهدين خلق به دليل نفوذ سياسي بالاي ايران به نظر مي رسد که آينده خوبي را در عراق نداشته باشد.
گروه هفتم؛ گروه هاي وابسته به اقليت ترکمن هستند. اين گروه مسلح که فعاليت هاي خود را اغلب در منطقه کرکوک و درگيري با نيروهاي پيشمرگ کرد ادامه مي دهد مورد حمايت کشور ترکيه نيز هست.
الف- شبه نظامي هاي وابسته به جبهه ترکمن
پس با بررسي جريان هاي مختلف در عراق و وابستگي مثبت يا منفي هر يک از اين گروه ها با کشورهاي همسايه عراق ما شاهد ديگ جوشان تعصب و فرقه گرايي در عراق هستيم. به عبارتي اين وضعيت عراق نشان دهنده عدم تکميل روند دولت-ملت سازي در اين کشور است. البته تکميل اين روند يعني تثبيت جايگاه شيعيان و قانون اساسي جديد عراق است که در عمل به ضرر کشورهاي عربي تمام خواهد شد.
بايسته هاي راهبردي ايران
نفع امنيت و منافع ملي ايران در درازمدت سرد شدن ديگ جوشان عراق است؛ چرا که آغاز يک جنگ داخلي يا عميق تر شدن بحث شيعه و سني در عراق خود مي تواند محذورات منطقه اي ايران را در برابر ترتيبات جديد عربي عليه ايران افزايش دهد. به هر حال نزاع عراق يک نزاع هويتي است که تا حد زيادي مي تواند مشخص کننده بسياري از حقايق و واقعيت هاي منطقه خاورميانه و خليج فارس باشد. واقعيتي که کشورهاي محافظه کار عرب از آن هراس دارند. گفتمان شيعي، گفتمان مردم سالاري يا تشکيل ژئوپولتيک شيعي يا ترتيبات امنيتي شيعي، همگي شاخص هاي سوءبرداشت ها و ذهنيت منفي آن کشورها به روند عراق است که خود مي تواند امنيت ملي جمهوري اسلامي را تحت الشعاع قرار دهد.
به عبارتي دخالت کشورهاي عربي در دامن زدن به بحث هاي تفرقه انگيزانه با هدف استحاله نقش ايران در بين النهرين است. حرکت جديد اعراب از کنفرانس امنيتي بغداد تا شرم الشيخ مصر يعني تلاش براي اصلاح قانون اساسي عراق يا استفاده از نيروهاي بعثي در حکومت همگي نشان دهنده جنگ پشت پرده اعراب عليه ايران با فشار امريکا در ميدان عراق است. در پايان راهبرد کلي و هدف دار ايران در سرزمين بين النهرين و خاموش کردن آتش ديگ عراق به هر طريق ممکن امري حتمي و ضروري است. چرا که جنگ داخلي در عراق از دست رفتن تمامي آمال ايران در عراق خواهد بود و برگ برنده اي به دست کشورهاي عربي.
سرزمين بين النهرين (بلاد رافدين) نه ديگر دروازه شرق عربي است و نه ديگر قصه هاي هزار و يک شب بغداد. امروزه با روي کار آمدن شيعيان از طريق مردم سالاري در عراق در واقع بغداد نه شاهد نطق هاي آتشين عربيسم صدام است و نه محل صدور انقلاب سوسياليستي بعث. به عبارتي بعد از تحولات اشغال بغداد توسط نيروهاي ائتلاف به رهبري امريکا در مارس 2003 هم عراق و هم خاورميانه جديدي را بايد تعريف کرد که در آن هويت جديدي به نام عراق شيعي و يا ژئوپولتيک شيعي در آن گفتمان حاکم است. عراق امروزه نه در زير چکمه هاي سربازان امريکايي بلکه به دست خود مردم اين کشور و رهنمودهاي آيت الله سيستاني به کشوري دموکراتيک و برخلاف ديدگاه هاي کشورهاي محافظه کار عرب تبديل شده است، ولي اين رويه به اين دليل که منويات کشورهاي عربي را برطرف نساخته عراق را به ديگ جوشان، تعصب، فرقه گرايي و دشمني ها بدل ساخته که هيزم آتش آن را کشورهايي تهيه مي کنند که از عراق نوين ضربه ديده اند.
در اين مقاله بهتر است براي بررسي دخالت بعضي از کشورهاي عربي در دامن زدن به اختلاف و بحث شيعه و سني، مروري کلي به جريان هاي سياسي و شبه نظامي موجود در عراق داشته باشيم.
جريان هاي موجود در عراق هم رنگ و بوي مذهبي دارند و هم قومي که عبارتند از؛
1- گروه نخست که مهم ترين و عقب مانده ترين انديشه ها و آرا را نمايندگي مي کنند در واقع خود را وابسته به جريان «سلفي جهادي» مي دانند که البته مسوولان عراقي آنها را به نام گروه هاي تکفيري-تروريستي توصيف مي کنند؛
الف- سازمان القاعده در بلاد رافدين (سرزمين بين النهرين)
ب- مجلس شوراي مجاهدين در عراق
ج- ارتش پيروان سنت (انصارالسنه)
د- گردان هاي ابوحفص مصري
اين گروه اگر چه مورد حمايت رسمي کشورهاي عربي نيست ولي از حمايت صندوق هاي خيريه مذهبي در عربستان و بعضي از کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس برخوردارند. بمب گذاري در حرم امامان شيعه در سامرا را به اين گروه ها نسبت مي دهند.
2- گروه دوم که به نام شاخه هاي مقاومت ملي معروفند در واقع خود را وابسته به دو تفکر اسلامي و ملي عراقي مي دانند و هدف خود را عمليات مسلحانه عليه نيروهاي چندمليتي در عراق اعلام داشته اند.
الف- ارتش اسلامي در عراق
ب- گروه هاي انقلاب بيست يا ثوره العشرين
ج- جبهه اسلامي مقاومت عراق
د- ارتش راشدين
هـ- گروه هاي جهادي عراق
ي- جماعت سلفي مجاهد
اين گروه ها که در مرکز عراق و مثلث سني نشين اين کشور فعاليت مي کنند همواره مورد حمايت تلويحي کشورهاي عربي قرار دارند. شايد سخنان ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودي را پس از انتشار گزارش بيکر-هميلتون در مورد استفاده از نفوذ ايران و سوريه در امور عراق و بعد از حضور ديک چني در آن کشور مبني بر آنکه «عربستان سعودي در صورت اجراي اين طرح از سني ها در برابر شيعيان حمايت مي کند» در همين راستا ارزيابي شود.
3- گروه سوم به نام گروه هاي بعثي و عشايري معروف هستند. شبه نظاميان وابسته به حزب بعث که نوعي تفکر قومي گرايانه عربي را دنبال مي کنند در واقع با کمک عشاير ساکن در عراق غربي و تکريت عليه نيروهاي امريکايي و شيعيان دست به عمليات مسلحانه مي زنند اين گروه مورد حمايت دولت اردن و کاملاً ضد ايراني است؛
الف- ارتش محمد
ب- انقلابيون انبار
ج- جبهه ملي براي آزادي عراق
د- رهبري کل مجاهدين نيروهاي مسلح
4- گروه چهارم به نام گروه هاي کردي است. اين گروه به نام «الف» انصار اسلام است که تفکري اسلامي داشته و گروه دومي «ب» به نيروهاي پيشمرگ معروف هستند که وابسته به دو حزب اصلي کردستان عراق يعني حزب ميهني کردستان و حزب دموکراتيک کردستان مي باشند. نيروهاي پيشمرگ کردستان در عمليات مسلحانه در عراق جديد مشارکتي نداشته اند ولي غالباً ديده شده که آنها را متهم مي کند عليه عرب ها و ترکمن هاي ساکن کرکوک دست به عمليات هايي زده اند.
5- گروه هاي شيعي؛ اين گروه که به نام شبه نظامي ها يا ميليشياي شيعه معروف هستند به دليل وارد شدن به ساختار سياسي دولت عراق دست به عمليات مسلحانه نمي زنند؛
1- ارتش مهدي
2- سازمان بدر
3- حزب الدعوه
اين گروه ها اکنون خود عهده دار امنيت عراق هستند. مثلاً سازمان بدر شاخه نظامي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق که رابطه اي مستقيم و همکاري جويانه اي نيز در دوران صدام با ايران داشته اند اکنون به بازوي امنيتي و انتظامي وزارتخانه هاي دفاع و کشور عراق تبديل شده اند.
گروه ششم؛ گروه هاي غيرعراقي موجود در عراق هستند. اين گروه هاي کاملاً نظامي عليه دو کشور ايران و ترکيه در خاک عراق به فعاليت مشغولند.
الف- سازمان مجاهدين خلق (ايران)
ب- حزب کارگران کردستان (ترکيه)
اين دو گروه تروريستي به دليل وضعيت عراق تا حد زيادي فضاي مساعدي را براي ترميم ساختار سازماني خود پيدا کرده اند، ولي سازمان مجاهدين خلق به دليل نفوذ سياسي بالاي ايران به نظر مي رسد که آينده خوبي را در عراق نداشته باشد.
گروه هفتم؛ گروه هاي وابسته به اقليت ترکمن هستند. اين گروه مسلح که فعاليت هاي خود را اغلب در منطقه کرکوک و درگيري با نيروهاي پيشمرگ کرد ادامه مي دهد مورد حمايت کشور ترکيه نيز هست.
الف- شبه نظامي هاي وابسته به جبهه ترکمن
پس با بررسي جريان هاي مختلف در عراق و وابستگي مثبت يا منفي هر يک از اين گروه ها با کشورهاي همسايه عراق ما شاهد ديگ جوشان تعصب و فرقه گرايي در عراق هستيم. به عبارتي اين وضعيت عراق نشان دهنده عدم تکميل روند دولت-ملت سازي در اين کشور است. البته تکميل اين روند يعني تثبيت جايگاه شيعيان و قانون اساسي جديد عراق است که در عمل به ضرر کشورهاي عربي تمام خواهد شد.
بايسته هاي راهبردي ايران
نفع امنيت و منافع ملي ايران در درازمدت سرد شدن ديگ جوشان عراق است؛ چرا که آغاز يک جنگ داخلي يا عميق تر شدن بحث شيعه و سني در عراق خود مي تواند محذورات منطقه اي ايران را در برابر ترتيبات جديد عربي عليه ايران افزايش دهد. به هر حال نزاع عراق يک نزاع هويتي است که تا حد زيادي مي تواند مشخص کننده بسياري از حقايق و واقعيت هاي منطقه خاورميانه و خليج فارس باشد. واقعيتي که کشورهاي محافظه کار عرب از آن هراس دارند. گفتمان شيعي، گفتمان مردم سالاري يا تشکيل ژئوپولتيک شيعي يا ترتيبات امنيتي شيعي، همگي شاخص هاي سوءبرداشت ها و ذهنيت منفي آن کشورها به روند عراق است که خود مي تواند امنيت ملي جمهوري اسلامي را تحت الشعاع قرار دهد.
به عبارتي دخالت کشورهاي عربي در دامن زدن به بحث هاي تفرقه انگيزانه با هدف استحاله نقش ايران در بين النهرين است. حرکت جديد اعراب از کنفرانس امنيتي بغداد تا شرم الشيخ مصر يعني تلاش براي اصلاح قانون اساسي عراق يا استفاده از نيروهاي بعثي در حکومت همگي نشان دهنده جنگ پشت پرده اعراب عليه ايران با فشار امريکا در ميدان عراق است. در پايان راهبرد کلي و هدف دار ايران در سرزمين بين النهرين و خاموش کردن آتش ديگ عراق به هر طريق ممکن امري حتمي و ضروري است. چرا که جنگ داخلي در عراق از دست رفتن تمامي آمال ايران در عراق خواهد بود و برگ برنده اي به دست کشورهاي عربي.
منبع: روزنامه اعتماد
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت18:15 توسط قربانی
| لینک ثابت
