تحليل گفتمانى جهانى شدن
جهانى شدن از مفاهيم و نشانههاى جديد و تأثير گذار در زندگى سياسى است. در مورد ماهيت اين مسأله مناظرات گسترده و جدى وجود دارد؛ برخى آن را پروسه طبيعى و عدهاى پروژه و طرحوارهاى غربى مىدانند. در اين مقاله، جهانى شدن نه يك وضعيت جديد كه گفتمانى جديد تلقى مىشود؛ تحليل گفتمانى جهانى شدن آن را به عنوان گفتمان مسلط، هرچند اجتنابپذير و غير دايمى، تلقى مىكند. جهانى شدن به عنوان گفتمان به صورتبندى جديدى از سياست هويت و سياست زندگى مىانجامد. اين صورتبندى با ارجاع به نشانه مركزى نئوليبراليسم، دالهاى سياسى را معنا مىبخشد. در تحليل گفتمانى، جهانى شدن با دال مركزى نئوليبراليسم گفتمان مسلط جهانى است كه موقتا دالهاى سياسى را در معناى ليبراليستى به تثبيت رسانده است. هرچند همواره در معرض بىقرارى و تزلزل قرار دارد.
ادامه مطلب
جهانى شدن از مفاهيم و نشانههاى جديد و تأثير گذار در زندگى سياسى است. در مورد ماهيت اين مسأله مناظرات گسترده و جدى وجود دارد؛ برخى آن را پروسه طبيعى و عدهاى پروژه و طرحوارهاى غربى مىدانند. در اين مقاله، جهانى شدن نه يك وضعيت جديد كه گفتمانى جديد تلقى مىشود؛ تحليل گفتمانى جهانى شدن آن را به عنوان گفتمان مسلط، هرچند اجتنابپذير و غير دايمى، تلقى مىكند. جهانى شدن به عنوان گفتمان به صورتبندى جديدى از سياست هويت و سياست زندگى مىانجامد. اين صورتبندى با ارجاع به نشانه مركزى نئوليبراليسم، دالهاى سياسى را معنا مىبخشد. در تحليل گفتمانى، جهانى شدن با دال مركزى نئوليبراليسم گفتمان مسلط جهانى است كه موقتا دالهاى سياسى را در معناى ليبراليستى به تثبيت رسانده است. هرچند همواره در معرض بىقرارى و تزلزل قرار دارد.
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت22:1 توسط قربانی
| لینک ثابت
